• 0 Items - 0.00
    • No products in the cart.

برزخ

23.0030.00

شهرنوش پارسی‌پور

نشر باران، سوئد

چاپ اول 2021

شابک: 1-03-88653-91-978
این رمان که توسط نشر باران در سوئد منتشر شده در 287 صفحه تنظیم شده است و به 14 شخصیت به نام‌های «زهرا»، «شکارچی»، «شمس»، «اشرف»، «بهروز»، «مهین‌بانو»، «افسانه»، «محمدعطا»، «آسیه»، «تیمسار»، «رضا»، «زینت»، «زکریا» و «یعقوب» در 13 فصل می‌پردازد. عنوان دو فصل نهایی کتاب، «محفل مرگ» و «بازگشتی کوتاه‌مدت» است.
فضای رمان «برزخ»، بستر گفت‌وگوی 13 شخصیت برزخی است. این رمان با شخصیت زهرا و چنین آغاز می‌شود: «زهرا چادر سیاهی به سر داشت. زیر چادر یک روسری سیاه به سرش بسته بود. یک مانتو و شلوار سیاه پوشیده بود، با جوراب‌های سیاه و ضخیم. کفش‌هایش هم سیاه بود. روی خود را طوری گرفته بود که تمام پیشانی‌اش پوشیده باشد. با دست راست دو لبه چادر را طوری روی صورتش تنظیم کرده بود که چانه و لب‌هایش پیدا نباشد. تنها مثلث بسیار کوچکی از چشم‌ها و بینی او معلوم بود. در دست چپش یک کتاب دعا داشت، و در همین حال، با دشواری فراوان از دره بالا می‌رفت تا خود را به قله کوه برساند.
صدایی که در گوشش شنیده بود بسیار واضح و آشکار بود. صدا گفته بود باید از دره بالا برود و خود را به قله کوه برساند. بعد، حتی پیش از آن که بداند چگونه، خود را در دره یافته بود؛ به مدد غریزه‌ای که ناگهان در او جوشیده بود، بی‌آن که حتی یک‌بار در عمرش از کوه بالا رفته باشد، در جهت کوره‌راهی که بیدرنگ به چشمش خورده بود، آغاز به حرکت کرده بود. یک ساعتی نفس‌زنان بالا رفته بود که ناگهان دریافت کتاب دعا را هم برداشته است. حالا داشت فکر می‌کرد اگر پدر حسن‌آقا بفهمد که بدون اجازه او به کوه آمده است یک دست حسابی کتکش خواهد زد. بعید نبود همانند آن وقت‌ها که خیلی جوان بود، کمربندش را باز کند و او را حسابی بکوبد و دو سه ضربه آخر را با سگک کمربند بزند تا زیر پوستش خون‌مردگی جمع شود.
نمی‌دانست چه کند. صدا آنقدر واضح و آشکار بود که انگار آدم آن را از رادیو بشنود. این یک ندای آسمانی بود. صدا را در مغزش شنیده بود. صدا قوی‌تر از پدر حسن‌آقا و حتی خود حسن‌آقا بود، اما خب به‌هرحال روشن نبود کجا باید برود. صدا گفته بود: «قله کوه»، و حالا زهراخانم، به دشواری و نفس‌نفس‌زنان از کوه بالا می‌رفت.»
شهرنوش پارسي‌پور متولد سال 1324 و فارغ‌التحصيل رشته‌ي علوم اجتماعي از دانشگاه تهران است. او از شانزده‌سالگي شروع به چاپ داستان‌هايش در نشريات مختلف کرد. دو رمان «سگ و زمستان بلند» و «طوبا و معناي شب»، مجموعه داستان «آويزه‌هاي بلور» و دو داستان بلند «تجربه‌هاي آزاد» و «زنان بدون مردان» جزو آثار منتشر شده اين نويسنده در ايران به شمار مي‌آيند.

شام آخر

19.0026.00

سرور کسمایی
نشر باران، سوئد
چاپ اول: 2021 (1400)
شابك: 9-87-85463-91-978
طرح جلد و صفحه‌بندی: آتلیه باران
نسخه فارسی تازه‌ترین رمان سرور کسمایی با عنوان “شام آخر” از سوی نشر باران در سوئد به بازار كتاب فارسي خارج از كشور آمده است.
این رمان هم همچون دیگر رمان‌های این نویسنده، پیش از چاپ فارسی، توسط انتشارات “روبر لافون” به زبان فرانسوی منتشر شده بود.
این رمان‌نویس، مترجم و ناشر ایرانی مقیم فرانسه، در رمان “شام آخر” به سرنوشت محکوم به اعدامی مي‌پردازد كه حكمش به تعلیق درآمده است، و پس از تحمل ۲۷۶۴ روز زندان، به آپارتمانی بازگشته است که پیش‌تر با همسرش در آن زندگی می‌کرده است. راوی تنها یک آرزو در سر دارد: از سرگرفتن روال زندگی‌ گذشته از همان‌جایی که متوقف شده بود.
فضاي رمان در سرکوب سیاسی- اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن، و در عین حال عشق و خاطره و خيال غوطه‌ور است.
روزنامه فیگارو در 29 ماه مه 2020، نسخه فرانسوی این رمان را عاشقانه، پلیسی و دارای ضرب‌آهنگی نفس‌گیر خواند و نوشت که نویسنده “موفق شده است با استفاده از برخی عناصر زندگی خویش رمان زیبایی بنویسد که به لحاظ گیرایی، تندی، تلخی و ریزبینی تکان‌دهنده است.”
روزنامه اومانیته نیز به تاریخ چهارم ژوئن سال گذشته نوشت: “نویسنده با گریز به دوستیها، هم‌یاری‌ها و دلبستگی‌های خصوصی و خلاف شرع، راه تنفسی هم باز می‌گذارد. گریز به ادبیات، شعر و رویا تا راوی فضای گمشده آزادی را در ساحت خیال به دست بیاورد.»
از سرور کسمایی رمان‌های “گورستان شیشه‌ای”(٢٠٠٢)، “دره عقاب‌ها، سرگذشت یک فرار”(٢٠٠٦) و “يك روز پيش از آخر زمان”(٢٠١٥) تا به امروز منتشر شده است.
رمان «دره عقاب‌ها، سرگذشت یک فرار»، برنده جایزه آسیای «انجمن نویسندگان فرانسوی زبان» شد.
سرور کسمایی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به دو زبان فارسی و فرانسه در دبیرستان رازی تهران به پایان رساند و پس از انقلاب مجبور به ترک کشور شد.
در پاریس، به تحصیل زبان و ادبیات روسی پرداخت و در سال ۱۹۸۷ برای ادامه تحصیل در رشته تئاتر به مسکو رفت. در بازگشت، علاقه او به تئاتر باعث شد تا او در زمینه ترجمه شفاهی و کتبی تئاتر روسی تخصص پیدا کند. از سال ۱۹۹۰، همچنین مدتی به پژوهش در ادبیات شفاهی وضبط و گردآوری موسیقی‌های مردمی تاجیکستان و نیز موسیقی سنتی و محلی ایرانی پرداخت.
در سال ۲۰۰۰ میلادی، با برگزاری همایش « ادبیات معاصر ایران» در تئاتر ادئون پاریس، مجموعه‌ای از هفت قصه از هفت نویسنده ایرانی به نام «باغ های تنهایی» را در انتشارات «هزار و یک شب» به زبان فرانسه منتشر ساخت.
در سال ۲۰۰۲، اولین رمانش « گورستان شیشه‌ای» به زبان فرانسه در انتشارات معتبر آکت سود به چاپ رسید. در همین سال کلکسیون «چشم اندازهای زبان فارسی» را در همان انتشارات پایه گذاری کرد. از جمله کتاب‌هایی که تا به امروز در این کلکسیون به ترجمه خود او به چاپ رسیده است می‌توان از «رفتن، ماندن، بازگشتن» شاهرخ مسکوب و «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد نام برد.
لنگه‌در کوچک دروازه‌ی بزرگ باز می‌شود. بیرون، آب زیر لاستیکِ خودروهایی که با نزدیک شدن به سرعت‌گیرها آهسته‌ می‌رانند، شره‌ می‌کند. هوا هنوز روشن نشده و آسفالت خیس در پرتوی نور اتومبیل‌ها برق می‌زند. 2764 روز از هنگامی که با دست و چشم‌ بسته به قلعه‌ی پای کوه آوردند‌م، می‌گذرد.
شیب تند جاده قدم‌های ناتوانم را به دنبال خود می‌کشد. عادت راه رفتن از سرم افتاده است، اما از سرعتم نمی‌کاهم. بی‌هدف و بی‌مقصد، ولی با شتاب پیش می‌روم. به کجا؟ به دیدار کی؟ سوسوی چراغ‌های شهر در دوردست و بوی خاک باران‌خورده زندگی سابقم را به خاطرم می‌آورد. چه نقشه‌ها که در شب‌های دراز بی‌خوابی نکشیده‌ام! ‌شتابان خودم را به سرازیری جاده می‌سپارم تا هرچه زودتر از پای دیوارهای بلند قلعه دور‌م کند.
با صدای بوق ماشین از جا می‌پرم. از لب آسفالت کنار می‌کشم و پایم در گل و لای کنار جاده فرو ‌می‌رود. کامیون قراضه‌ای از بغل گوشم رد می‌شود و راننده علامت زشتی حواله‌ام می‌دهد. دوباره که سرعت می‌گیرد، می‌ایستم تا کف کفشم را برانداز کنم. پس از سالیان بار اولی است کفش به پا دارم. گل و لای از سوراخی کهنه نفوذ ‌کرده است. صبح روز دستگیری‌‌ام خیال داشتم پیش پینه‌دوز بروم‌ که آسمان روی سرم خراب شد.
بند ساک آدیداس را روی شانه جا‌به‌جا می‌کنم و از سرازیری تپه لنگ‌لنگان راه می‌افتم. می‌دانم زندگی ارزش زیستن ندارد، اما شتاب دارم همه‌چیز را از ‌همان‌جایی که متوقف شده است، دوباره از سربگیرم.

شکنجه‌ی سفید

21.9931.99

مجموعه گفت‌وگویی از نرگس محمدی با  ۱۲ تن از فعالان سیاسی در زندان با نام «شکنجه‌ی سفید» از سوی نشر باران در سوئد منتشر شده است. موضوع محوری این گفت‌وگوها وضعیت سلول انفرادی در زندان‌های ایران به عنوان یکی از مصاديق بارز شکنجه است. تاکید بر «شکنجه‌ی سفید» با سه خاطره­ از خود نرگس محمدی در زندان‌های حکومت اسلامی آغاز می‌­شود و با گفت‌­وگو با نیگارا افشارزاده، آتنا دائمی، زهرا ذهتابچی، نازنین زاغری، مهوش شهریاری، هنگامه شهیدی، ریحانه طباطبایی، سیما کیانی، فاطمه محمدی، صدیقه مرادی، نازیلا نوری و شکوفه یداللهی ادامه می‌یابد. این دوازده زندانی سیاسی، از طیف‌های مختلف فکری و عقیدتی هستند؛ از فعالان حقوق مدنی، بهاییان، دراویش، کودکان و نوکیشان مسیحی و همچنین فعالان اصلاح‌طلب گرفته، تا جامعه‌شناس و فرزند یکی از جانباختگان سیاسی ده شصت، و همچنین فعال حقوق بشری که در دهه شصت مدت‌ها حبس و شکنجه را تاب آورده است.

شکنجه‌ی سفید – جلد دوم

25.0032.00

گفت‌و‌گو باپانزده فعال سیاسی و اجتماعی درباره سلول انفرادی و شکنجه نرگس محمدی
نشر باران، سوئد
چاپ اول 2021
شابک: 9-07-88653-91-978
طرح، اجرای جلد و صفحه آرایی: آتلیه نشر باران

شکنجه­‌ی سفید، کتابی از نرگس محمدی

جلد دوم

مجموعه گفت­وگوهای نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، با شماری از فعالان سیاسی با نام «شکنجه­‌ی سفید» توسط نشر باران در سوئد منتشر شد.

شکنجه‌ی سفید نامی است که روی شکنجه‌ حاصل از حبس انسان در سلول انفرادی گذاشته شده است. شکنجه‌ای متفاوت از شکنجه فیزیکی که آثار آن از زمان شروع تا سال‌های پس از رهایی از سلول انفرادی روی فرد باقی می‌ماند و روی ذهن، رفتار و سبک زندگی فرد تاثیر می گذارد.

نرگس محمدی در جلد نخست کتاب «شکنجه­‌ی سفید» با سیزده زن زندانی سیاسی گفت­و­گو کرده بود و حال در جلد دوم به گفت‌وگو با 15 فعال سیاسی زن و مرد که تجربه انفرادی را پشت سر گذاشته‌اند به گفت‌وگو نشسته است.

ساسان آقایی، شهناز اکملی، مسعود باستانی، رسول بداقی، کیوان رحیمیان، سعید رضایی، عبدالفتاح سلطانی، مصطفی نیلی، محمدعلی عمویی، غتچه قوامی، مجید لباف، سعید مدنی، عبدالله مومنی، ضیا نبوی و اکرم نقابی.

موضوع محوری این گفت‌وگوها وضعیت سلول انفرادی در زندان‌های ایران به عنوان یکی از مصاديق بارز شکنجه است.

جلد دوم «شکنجه­‌ی سفید» با مقدمه‌ای از نرگس محمدی آغاز می‌­شود.

او نوشته است که «سه‌بار تجربه‌ی سلول انفرادی»، انگیزه‌ی او برای مبارزه علیه سلول انفرادی شده و ادامه داده است: «در کتاب اول هم نوشتم، انگیزه‌ی اصلی من نه صرفاً بیان خاطرات زندانیان، ترسیم و بازنمایی صحنه‌های مبارزه‌ی زنان و مردان آزادیخواه و عدالتجوی ایران و معرفی مبارزان ارزنده و بلاکش این سرزمین، بلکه افشای شکنجه‌ای هولناک، ضد بشری و جنایتکارانه بود که دهه‌های متمادی است توسط حکومت‌های استبدادی علیه انسان‌های آزادیخواه به کار گرفته می‌شود. مصمم بودم که علیه این شکنجه‌ی غیر انسانی که به‌طور سیستماتیک و هدفمند علیه مبارزان و با هدف سرکوب و ارعاب و اضمحلال مبارزات، توسط حکومت ایران به کار گرفته می‌شود، فعالیت کنم.»

نرگس محمدی (متولد 1351 خورشیدی در شهر زنجان)، فعال حقوق بشر، روزنامه‌نگار، رییس هیئت اجرایی شورای ملی صلح، و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر است. او بارها بازداشت شده و در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی با اتهاماتی چون «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، تشکیل کمپین «لغو گام به گام اعدام»، و «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، به 16 سال زندان محکوم شد که ده سال آن قابل اجرا شد. نرگس محمدی پس از تحمل هشت سال و نیم زندان در ماه اکتبر 2020 از زندان آزاد شد. او در زمان انتشار جلد دوم کتاب شکنجه سفید هم‌چنان ممنوع الخروج است و پس از مدت کوتاهی

از آزادی دوباره به زندان و شلاق محکوم شده است اما او با قاطعیت اعلام کرده است که از حکم سرپیچی می‌کند.

همه‌ی تکه‌پاره‌های زری

19.0026.00

اکبر سردوزامی
نشر باران، سوئد
چاپ اول 2021
شابک: 4-02-88653-91-978
طرح، جلد: مختار جلالی‌چشمه
صفحه آرایی: شهزاد هوشنگی

با کلمات، من نمی‌توانم صدای خنده‌های زری را که جزئی از حضور او در تمام این ده دوازده ساعت ویدئوهاست به شما منتقل کنم.

این‌جا بغض‌های زری از کف رفته است.

این‌جا اشک‌های زری را نمی‌توانم به شما نشان دهم.

این‌ها نقص این کتاب است.

این‌جا نه صدای طاهره هست نه صدای حسنی یا بهمن اخضری. صداهای دیگری هم که باید باشد نیست.

صداهایی که به گلوله بسته شده،

صداهایی که با کابل خفه شده،

صداهایی که با سی و هفت ضربه‌ی چاقو پاره پاره شده.

اما من قانعم به همین صدای زری و همین صداهای تک و توک مانده‌ی دوروبرم.

ماجراهای این کتاب شروع و پایانی ندارد. بدون حرف‌های تکراری که برگردد به هابیل و قابیل، شروع را ناگزیر من انتخاب کرده‌ام، اما شما می‌توانید هر فصل را شروع به حساب بیاورید.

پایانی هم در کار نیست، پایان این کتاب شاید پایانِ بودنِ زری باشد، یا پایان بودن مینا، یا حتی نسل بعد از مینا و نسل‌های بعد از او.

پس این مثلاً مقدمه بهتر است همین جا تمام شود.