• 0 Items - 0.00
    • No products in the cart.

تازه‌ها

شام آخر

19.0026.00

سرور کسمایی
نشر باران، سوئد
چاپ اول: 2021 (1400)
شابك: 9-87-85463-91-978
طرح جلد و صفحه‌بندی: آتلیه باران
نسخه فارسی تازه‌ترین رمان سرور کسمایی با عنوان “شام آخر” از سوی نشر باران در سوئد به بازار كتاب فارسي خارج از كشور آمده است.
این رمان هم همچون دیگر رمان‌های این نویسنده، پیش از چاپ فارسی، توسط انتشارات “روبر لافون” به زبان فرانسوی منتشر شده بود.
این رمان‌نویس، مترجم و ناشر ایرانی مقیم فرانسه، در رمان “شام آخر” به سرنوشت محکوم به اعدامی مي‌پردازد كه حكمش به تعلیق درآمده است، و پس از تحمل ۲۷۶۴ روز زندان، به آپارتمانی بازگشته است که پیش‌تر با همسرش در آن زندگی می‌کرده است. راوی تنها یک آرزو در سر دارد: از سرگرفتن روال زندگی‌ گذشته از همان‌جایی که متوقف شده بود.
فضاي رمان در سرکوب سیاسی- اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن، و در عین حال عشق و خاطره و خيال غوطه‌ور است.
روزنامه فیگارو در 29 ماه مه 2020، نسخه فرانسوی این رمان را عاشقانه، پلیسی و دارای ضرب‌آهنگی نفس‌گیر خواند و نوشت که نویسنده “موفق شده است با استفاده از برخی عناصر زندگی خویش رمان زیبایی بنویسد که به لحاظ گیرایی، تندی، تلخی و ریزبینی تکان‌دهنده است.”
روزنامه اومانیته نیز به تاریخ چهارم ژوئن سال گذشته نوشت: “نویسنده با گریز به دوستیها، هم‌یاری‌ها و دلبستگی‌های خصوصی و خلاف شرع، راه تنفسی هم باز می‌گذارد. گریز به ادبیات، شعر و رویا تا راوی فضای گمشده آزادی را در ساحت خیال به دست بیاورد.»
از سرور کسمایی رمان‌های “گورستان شیشه‌ای”(٢٠٠٢)، “دره عقاب‌ها، سرگذشت یک فرار”(٢٠٠٦) و “يك روز پيش از آخر زمان”(٢٠١٥) تا به امروز منتشر شده است.
رمان «دره عقاب‌ها، سرگذشت یک فرار»، برنده جایزه آسیای «انجمن نویسندگان فرانسوی زبان» شد.
سرور کسمایی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به دو زبان فارسی و فرانسه در دبیرستان رازی تهران به پایان رساند و پس از انقلاب مجبور به ترک کشور شد.
در پاریس، به تحصیل زبان و ادبیات روسی پرداخت و در سال ۱۹۸۷ برای ادامه تحصیل در رشته تئاتر به مسکو رفت. در بازگشت، علاقه او به تئاتر باعث شد تا او در زمینه ترجمه شفاهی و کتبی تئاتر روسی تخصص پیدا کند. از سال ۱۹۹۰، همچنین مدتی به پژوهش در ادبیات شفاهی وضبط و گردآوری موسیقی‌های مردمی تاجیکستان و نیز موسیقی سنتی و محلی ایرانی پرداخت.
در سال ۲۰۰۰ میلادی، با برگزاری همایش « ادبیات معاصر ایران» در تئاتر ادئون پاریس، مجموعه‌ای از هفت قصه از هفت نویسنده ایرانی به نام «باغ های تنهایی» را در انتشارات «هزار و یک شب» به زبان فرانسه منتشر ساخت.
در سال ۲۰۰۲، اولین رمانش « گورستان شیشه‌ای» به زبان فرانسه در انتشارات معتبر آکت سود به چاپ رسید. در همین سال کلکسیون «چشم اندازهای زبان فارسی» را در همان انتشارات پایه گذاری کرد. از جمله کتاب‌هایی که تا به امروز در این کلکسیون به ترجمه خود او به چاپ رسیده است می‌توان از «رفتن، ماندن، بازگشتن» شاهرخ مسکوب و «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد نام برد.
لنگه‌در کوچک دروازه‌ی بزرگ باز می‌شود. بیرون، آب زیر لاستیکِ خودروهایی که با نزدیک شدن به سرعت‌گیرها آهسته‌ می‌رانند، شره‌ می‌کند. هوا هنوز روشن نشده و آسفالت خیس در پرتوی نور اتومبیل‌ها برق می‌زند. 2764 روز از هنگامی که با دست و چشم‌ بسته به قلعه‌ی پای کوه آوردند‌م، می‌گذرد.
شیب تند جاده قدم‌های ناتوانم را به دنبال خود می‌کشد. عادت راه رفتن از سرم افتاده است، اما از سرعتم نمی‌کاهم. بی‌هدف و بی‌مقصد، ولی با شتاب پیش می‌روم. به کجا؟ به دیدار کی؟ سوسوی چراغ‌های شهر در دوردست و بوی خاک باران‌خورده زندگی سابقم را به خاطرم می‌آورد. چه نقشه‌ها که در شب‌های دراز بی‌خوابی نکشیده‌ام! ‌شتابان خودم را به سرازیری جاده می‌سپارم تا هرچه زودتر از پای دیوارهای بلند قلعه دور‌م کند.
با صدای بوق ماشین از جا می‌پرم. از لب آسفالت کنار می‌کشم و پایم در گل و لای کنار جاده فرو ‌می‌رود. کامیون قراضه‌ای از بغل گوشم رد می‌شود و راننده علامت زشتی حواله‌ام می‌دهد. دوباره که سرعت می‌گیرد، می‌ایستم تا کف کفشم را برانداز کنم. پس از سالیان بار اولی است کفش به پا دارم. گل و لای از سوراخی کهنه نفوذ ‌کرده است. صبح روز دستگیری‌‌ام خیال داشتم پیش پینه‌دوز بروم‌ که آسمان روی سرم خراب شد.
بند ساک آدیداس را روی شانه جا‌به‌جا می‌کنم و از سرازیری تپه لنگ‌لنگان راه می‌افتم. می‌دانم زندگی ارزش زیستن ندارد، اما شتاب دارم همه‌چیز را از ‌همان‌جایی که متوقف شده است، دوباره از سربگیرم.

همه‌ی تکه‌پاره‌های زری

19.0026.00

اکبر سردوزامی
نشر باران، سوئد
چاپ اول 2021
شابک: 4-02-88653-91-978
طرح، جلد: مختار جلالی‌چشمه
صفحه آرایی: شهزاد هوشنگی

با کلمات، من نمی‌توانم صدای خنده‌های زری را که جزئی از حضور او در تمام این ده دوازده ساعت ویدئوهاست به شما منتقل کنم.

این‌جا بغض‌های زری از کف رفته است.

این‌جا اشک‌های زری را نمی‌توانم به شما نشان دهم.

این‌ها نقص این کتاب است.

این‌جا نه صدای طاهره هست نه صدای حسنی یا بهمن اخضری. صداهای دیگری هم که باید باشد نیست.

صداهایی که به گلوله بسته شده،

صداهایی که با کابل خفه شده،

صداهایی که با سی و هفت ضربه‌ی چاقو پاره پاره شده.

اما من قانعم به همین صدای زری و همین صداهای تک و توک مانده‌ی دوروبرم.

ماجراهای این کتاب شروع و پایانی ندارد. بدون حرف‌های تکراری که برگردد به هابیل و قابیل، شروع را ناگزیر من انتخاب کرده‌ام، اما شما می‌توانید هر فصل را شروع به حساب بیاورید.

پایانی هم در کار نیست، پایان این کتاب شاید پایانِ بودنِ زری باشد، یا پایان بودن مینا، یا حتی نسل بعد از مینا و نسل‌های بعد از او.

پس این مثلاً مقدمه بهتر است همین جا تمام شود.

برزخ

23.0030.00

شهرنوش پارسی‌پور

نشر باران، سوئد

چاپ اول 2021

شابک: 1-03-88653-91-978
این رمان که توسط نشر باران در سوئد منتشر شده در 287 صفحه تنظیم شده است و به 14 شخصیت به نام‌های «زهرا»، «شکارچی»، «شمس»، «اشرف»، «بهروز»، «مهین‌بانو»، «افسانه»، «محمدعطا»، «آسیه»، «تیمسار»، «رضا»، «زینت»، «زکریا» و «یعقوب» در 13 فصل می‌پردازد. عنوان دو فصل نهایی کتاب، «محفل مرگ» و «بازگشتی کوتاه‌مدت» است.
فضای رمان «برزخ»، بستر گفت‌وگوی 13 شخصیت برزخی است. این رمان با شخصیت زهرا و چنین آغاز می‌شود: «زهرا چادر سیاهی به سر داشت. زیر چادر یک روسری سیاه به سرش بسته بود. یک مانتو و شلوار سیاه پوشیده بود، با جوراب‌های سیاه و ضخیم. کفش‌هایش هم سیاه بود. روی خود را طوری گرفته بود که تمام پیشانی‌اش پوشیده باشد. با دست راست دو لبه چادر را طوری روی صورتش تنظیم کرده بود که چانه و لب‌هایش پیدا نباشد. تنها مثلث بسیار کوچکی از چشم‌ها و بینی او معلوم بود. در دست چپش یک کتاب دعا داشت، و در همین حال، با دشواری فراوان از دره بالا می‌رفت تا خود را به قله کوه برساند.
صدایی که در گوشش شنیده بود بسیار واضح و آشکار بود. صدا گفته بود باید از دره بالا برود و خود را به قله کوه برساند. بعد، حتی پیش از آن که بداند چگونه، خود را در دره یافته بود؛ به مدد غریزه‌ای که ناگهان در او جوشیده بود، بی‌آن که حتی یک‌بار در عمرش از کوه بالا رفته باشد، در جهت کوره‌راهی که بیدرنگ به چشمش خورده بود، آغاز به حرکت کرده بود. یک ساعتی نفس‌زنان بالا رفته بود که ناگهان دریافت کتاب دعا را هم برداشته است. حالا داشت فکر می‌کرد اگر پدر حسن‌آقا بفهمد که بدون اجازه او به کوه آمده است یک دست حسابی کتکش خواهد زد. بعید نبود همانند آن وقت‌ها که خیلی جوان بود، کمربندش را باز کند و او را حسابی بکوبد و دو سه ضربه آخر را با سگک کمربند بزند تا زیر پوستش خون‌مردگی جمع شود.
نمی‌دانست چه کند. صدا آنقدر واضح و آشکار بود که انگار آدم آن را از رادیو بشنود. این یک ندای آسمانی بود. صدا را در مغزش شنیده بود. صدا قوی‌تر از پدر حسن‌آقا و حتی خود حسن‌آقا بود، اما خب به‌هرحال روشن نبود کجا باید برود. صدا گفته بود: «قله کوه»، و حالا زهراخانم، به دشواری و نفس‌نفس‌زنان از کوه بالا می‌رفت.»
شهرنوش پارسي‌پور متولد سال 1324 و فارغ‌التحصيل رشته‌ي علوم اجتماعي از دانشگاه تهران است. او از شانزده‌سالگي شروع به چاپ داستان‌هايش در نشريات مختلف کرد. دو رمان «سگ و زمستان بلند» و «طوبا و معناي شب»، مجموعه داستان «آويزه‌هاي بلور» و دو داستان بلند «تجربه‌هاي آزاد» و «زنان بدون مردان» جزو آثار منتشر شده اين نويسنده در ايران به شمار مي‌آيند.

شکنجه‌ی سفید – جلد دوم

25.0032.00

گفت‌و‌گو باپانزده فعال سیاسی و اجتماعی درباره سلول انفرادی و شکنجه نرگس محمدی
نشر باران، سوئد
چاپ اول 2021
شابک: 9-07-88653-91-978
طرح، اجرای جلد و صفحه آرایی: آتلیه نشر باران

شکنجه­‌ی سفید، کتابی از نرگس محمدی

جلد دوم

مجموعه گفت­وگوهای نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، با شماری از فعالان سیاسی با نام «شکنجه­‌ی سفید» توسط نشر باران در سوئد منتشر شد.

شکنجه‌ی سفید نامی است که روی شکنجه‌ حاصل از حبس انسان در سلول انفرادی گذاشته شده است. شکنجه‌ای متفاوت از شکنجه فیزیکی که آثار آن از زمان شروع تا سال‌های پس از رهایی از سلول انفرادی روی فرد باقی می‌ماند و روی ذهن، رفتار و سبک زندگی فرد تاثیر می گذارد.

نرگس محمدی در جلد نخست کتاب «شکنجه­‌ی سفید» با سیزده زن زندانی سیاسی گفت­و­گو کرده بود و حال در جلد دوم به گفت‌وگو با 15 فعال سیاسی زن و مرد که تجربه انفرادی را پشت سر گذاشته‌اند به گفت‌وگو نشسته است.

ساسان آقایی، شهناز اکملی، مسعود باستانی، رسول بداقی، کیوان رحیمیان، سعید رضایی، عبدالفتاح سلطانی، مصطفی نیلی، محمدعلی عمویی، غتچه قوامی، مجید لباف، سعید مدنی، عبدالله مومنی، ضیا نبوی و اکرم نقابی.

موضوع محوری این گفت‌وگوها وضعیت سلول انفرادی در زندان‌های ایران به عنوان یکی از مصاديق بارز شکنجه است.

جلد دوم «شکنجه­‌ی سفید» با مقدمه‌ای از نرگس محمدی آغاز می‌­شود.

او نوشته است که «سه‌بار تجربه‌ی سلول انفرادی»، انگیزه‌ی او برای مبارزه علیه سلول انفرادی شده و ادامه داده است: «در کتاب اول هم نوشتم، انگیزه‌ی اصلی من نه صرفاً بیان خاطرات زندانیان، ترسیم و بازنمایی صحنه‌های مبارزه‌ی زنان و مردان آزادیخواه و عدالتجوی ایران و معرفی مبارزان ارزنده و بلاکش این سرزمین، بلکه افشای شکنجه‌ای هولناک، ضد بشری و جنایتکارانه بود که دهه‌های متمادی است توسط حکومت‌های استبدادی علیه انسان‌های آزادیخواه به کار گرفته می‌شود. مصمم بودم که علیه این شکنجه‌ی غیر انسانی که به‌طور سیستماتیک و هدفمند علیه مبارزان و با هدف سرکوب و ارعاب و اضمحلال مبارزات، توسط حکومت ایران به کار گرفته می‌شود، فعالیت کنم.»

نرگس محمدی (متولد 1351 خورشیدی در شهر زنجان)، فعال حقوق بشر، روزنامه‌نگار، رییس هیئت اجرایی شورای ملی صلح، و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر است. او بارها بازداشت شده و در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی با اتهاماتی چون «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، تشکیل کمپین «لغو گام به گام اعدام»، و «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، به 16 سال زندان محکوم شد که ده سال آن قابل اجرا شد. نرگس محمدی پس از تحمل هشت سال و نیم زندان در ماه اکتبر 2020 از زندان آزاد شد. او در زمان انتشار جلد دوم کتاب شکنجه سفید هم‌چنان ممنوع الخروج است و پس از مدت کوتاهی

از آزادی دوباره به زندان و شلاق محکوم شده است اما او با قاطعیت اعلام کرده است که از حکم سرپیچی می‌کند.

فلک‌زده‌ها

20.00

استقلال مکزیک، جدا از دیگر مناطق امریکای اسپانیا، روندی خاص خود داشت. گسستن پیوند میان مکزیک و اسپانیا، سال‌های ستیز و تیره‌روزی را در پی آورد؛ بخش بزرگی از این دیار – تگزاس، نیومکزیکو، آریزونا، کالیفرنیا – به‌دست ایالات متحده افتاد، جنگ‌های داخلی در گرفت، فرانسویان به این سرزمین یورش آوردند و زمانی کوتاه مکزیک حیطه‌ی سلطنت آرشیدوک ماکسیمیلان شد.

بنیتو خوارثِ بومی، که در روزگار خود شهرتی جهانی داشت، با قاطعیت سر‌سختانه و شکست‌ناپذیر خود، کم و بیش یک‌تنه نیروهای لازم را برای سرنگونی امپراتور گردآورد و او را اعدام کرد؛ و نیز با «قوانین اصلاحی» مشهور خود آزادی‌خواهی و مردم‌سالاری را در مکزیک تثبیت کرد. متاسفانه، دوره‌ی ریاست‌جمهوری او با فرارسیدن مرگش چندان نپایید، و کودتایی ارتشی، پورفیریودیاث را بر مسند قدرت نشاند که بیش از سی سال در مقام دیکتاتوری کم و بیش نیک‌خواه بر این سرزمین فرمان راند. در این دوره مکزیک از صلح، پیشرفت، و ترقی نصیبی برد؛ اما از این همه، تنها اقلیت کوچکی بهره‌مند می‌شدند. بینوایان، رعیت‌های بی‌زمینِ کشتگاه‌های بزرگ – که پادشاهی اسپانیا بردگیشان را لغو کرده بود اما همچون سرف‌ها می‌زیستند – هیزم‌شکنان، و نیز آبیاران، از زمره‌ی از یاد رفتگان بودند.

روبانی سرخ برای شاهزاده ونوس

30.00

رمانی کاملا متفاوت با هفت فصل، هفت زن و هفت داستان مجزا ولی به هم مرتبط. سفری پیچیده در واقعیت و خیال، گذشته و آینده، اسطوره و مدرنیسم. اما با قلبی مشترک که همچون روبانی سرخ، این هفت داستان را به هم پیوند می‌دهد. نویسنده فصل اول رمان را با الهام از چندین سال تحقیق دربارهٔ سازه‌های آبی جهانی شوشتر و در امتداد نگارش کتاب مستند «آخرین آسیابان شوشتر» نوشته است. فضاهای کاملا متفاوت هر فصل هر خواننده با هر سلیقه‌ای را از خواندن راضی می‌کند. او می‌توان پایان هر فصل را خاتمهٔ رمان یا آغاز فصل بعد در نظر بگیرد.

نقاشان کوچه اختر

42.0070.00

در ابتدای حصر، وسایل‌مان برای نقاشی کم بود، نه مواد مدرن امروزی داشتیم و نه وسایل سنتی، هیچ یک. فقط مقداری مقوای ۷۰×۱۰۰، تعدادی ماژیک و خودکار، یک دسته کاغذ یادداشت کوچک ، چند قطعه ورق مس و شیشه، چند شیشه گواش، تعدادی فندک کارگاهی و یک لوله چسب.
یک سال بعد سخت‌گیری‌ها برای ورود وسایل نقاشی تا حدودی کم شد و گواش‌، آب‌رنگ، رنگ آکریلیک، قلم‌مو و برخی وسایل مجسمه‌سازی در حد موم و … به دست‌مان رسید.
در جهان نقاشی و مجسمه‌سازی، وجود دو امضا در یک اثر چندان رواج ندارد. هماهنگی دو دریافت بصری و زیباشناختی، دو نوع تکنیک و دو نوع دریافت از جهان و هستی، جامعه و تاریخ چندان آسان نیست. اما انقطاع اجباری از جهان بیرون و رجوع دونفره به دنیای رنگ، استعاره، تمثیل و تشبیه، که در حقیقت کیمیای هنر است، خلاقیت دو نفره در یک اثر را ممکن کرد. گرچه، در کنار نقاشی‌های دونفره، نقاشی‌های انفرادی هم ادامه داشت. تنگناها و تنهایی و جریان سیال ذهن از یک سو اشارات مستقیم و غیرمستقیم به جهان واقعی در بیرون از حصر را پیش می‌کشید و از سوی دیگر تلمیحاتی تصویری از آثار هنرمندان بزرگ جهان همچون رضا عباسی و سیاه قلم و سلطان محمد، گویا، ونگوگ، ولیشتن اشتاین، مونک، پیکاسو و دیگران را به کارمان وارد می‌کرد. زیرا اگرچه دور خانه آجری ما را حصار کشیده بودند، خانه بی در و پیکرِ ذهن و تخیل را نمی‌شود با هیچ آهن و دیواری بست، و ما می‌توانستیم ارتباط ذهنی‌مان را با عالم هنر و فرهنگ بشری حفظ کنیم.
قبلاً هردوروزنامه‌نگار و روزنامه‌نویس بودیم. در حصر نیز همچنان روزنامه‌نگار و روزنامه‌نویس باقی ماندیم؛ وقایع اتفاقیه حصر روزنامه‌ای است پر از تصویر و خط‌خوردگی.
دوربین‌ها و شنودها در همه‌ جای خانه و حیاط آشکار و پنهان هر کلمه و هر ایما و اشاره را از دهان‌مان می‌ربودند و از رفتارمان می‌قاپیدند، لذا، هرچه را که می‌خواستیم به یکدیگر بگوییم و به گوش و چشم نامحرمان نرسد آن را می‌نوشتیم یا تصویر می‌کردیم و سپس خط می‌زدیم. چنین شد که سریالی از روزنامه‌ها به وجود آمد. خط‌خوردگی در حقیقت نشانه‌ی گفتگوی ما با یکدیگر است. گاه بر روی کاغذهای کوچک یادداشت ابتدا تصویر نقش می‌بست و سپس نوشته‌ها و خط‌خوردگی‌ها از راه می‌رسیدند. گاهی هم اول نوشته بود و بعد خط‌خوردگی‌ها‌ و تصاویر آن را تکمیل می‌کردند. درنهایت آنها را بر روی مقوا کلاژ کردیم. این خط‌خطی‌ها شرح احوالات ماست و یا تحلیل‌های‌مان از شرایط ایران و جهان.
در تمام سال ۱۳۹۰ فقط توانستیم یک روزنامه تولید کنیم، و در سال‌های بعد به تدریج بقیه شماره‌ها و آثار دونفره و تک‌نفره خلق شدند.
باید صادقانه و بدون اعتقاد به مرگ مؤلف و با احترام به مرگ مؤلف و با احترام و باور به دریافت تماشاگر، تلقی زیباشناختی و تفسیر معنایی را به بینندگان‌ بسپاریم. باشد که تلاش محدود ما را، به همت و نگاه ملی و جهانی خود پیوند بزنند.

زهرا رهنورد – میرحسین موسوی
از پیش‌گفتار کتاب

**هزینه پستی برای اکثر مقاصد در قیمت‌ها لحاظ شده است

در عین حال

14.00

داستان بلند یا رمان کوتاه «در عین حال» به گونه‌ای روایت وضعیت مردم ماست در جامعه‌ای که قرار و مدارش را از دست داده و از همه‌سو گرفتار تشتت است و از مرکز می‌گریزد، مردمی که در هیچ زمینه‌ای همدلی ندارند. هرکسی در جهان خودش زندگی می‌کند و این جهان‌ها گاه آسوده از کنار هم می‌گذراند و گاهی با هم تعارض پیدا می‌کنند و درگیر می‌شوند. روایت با یک دستگیری گسترده شروع می‌شود و ماموران در می‌یابند بسیاری بی‌جهت دستگیر شده‌اند و آزادشان می‌کنند. هرچند این دستگیری خود وضعیتی گروتسگ دارد و این وضعیت تا نزدیک به پایان ادامه می‌یابد.

دستگیری سبب آشنایی چند نفر و ادامه داستان می‌شود. در میانه‌ی داستان دو نویسنده‌ی مشهور مُرده به ایران سفر می‌کنند و در پاره‌ی سوم داستان، فرشته‌ی آزادی که از داخل تابلویی گریخته در خیابان‌های تهران سرگردان می‌شود.

استالین یا تروتسکی؟

14.00

این سه روایت هر کدام برای من نشانه‌ی بخشی از، بخش مهمی از، زندگیم است، تا اینجای کار، که چارچوب‌های ذهنی و احساسی و عقلایی‌ام را شکل داده است. شاید برای کسان دیگری هم اینطور باشد. «محله‌بندان» کودکی‌ای که همچنان جستجویش می‌کنم. «چله»، تکه‌ای از نوجوانی و جوانی و دانشگاهی که به تفکر و آگاهی و شک واداشتم. و «آن‌که می‌خواست سروش باشد» ماجرای نوشتن و زیستن جدی‌تر و پرسه در فضای داستانی و بزرگسالی، و اکنونمان و مصائبش، مصائبشان، مصائبمان، که در این سرزمین، ایران، تلخت می‌کند. و البته روایت‌های ریز و درشت دیگری هم هست که باید بنویسمشان یا نوشته‌ام و باید کاملشان کنم تا تصویر پازل روایت‌هام تکمیل شود. اما اینکه چرا اینجایم، در نوگام، می‌خواستم مطمئن باشم در گام اول، میانه‌ی روایت‌های حذف‌شدن‌ها و حذف‌کردن‌ها، چیزی از روایت‌هام حذف نشود!

گُلاتش در غار شگفت‌انگیز

13.9914.99

این داستان هم آشناست و هم غریب و دعوتی است به یک روایت تازه، به یک سفر پرماجرا و خیال‌انگیز، دعوتی است از یک قصه‌گو برای دوستداران قصه و داستان. همراه شدن با گُلاتش، گلاتشی که به مانند زنان جسور و خردمند شاهنامه با سرنوشتی رازآلود متولد می‌شود اما با دغدغه‌ها و انتخاب‌هایی مشابه دغدغه‌ها و انتخاب‌های ما و انسان قرن حاضر می‌بالد و زندگی می‌کند. داستان در جایی از ایران اتفاق می افتد، جایی که بی‌شک بیش از نقاط دیگر ایران پهناور مورد بی‌لطفی و بی‌مهری بسیار قرار گرفته است و این نیز یکی از دغدغه‌های من در شکل‌گیری این اثر بوده است، از این رو آوردن اسم این منطقه و گفتن از برخی حیوانات بومی و گیاهان بومی و شغل بومی جدای از یادآوری برای فراموش نکردن آن، فرصتی است برای کودکان نازنین که با این استان پر تاریخ آشنا شوند، به خصوص کودکانی که در ایران متولد نمی‌شوند. اما به کمک ادبیات و داستان‌هایی همچون «گلاتش در غار شگفت‌انگیز» می‌توانند به آن سفر کنند و شاید این داستان شوقی ایجاد کند تا برای شناخت ایران و تاریخش، ایران و شاهکارهای ادبی‌اش، بکوشند و کودکان نازنین بعدها بتوانند از اشعار زیبای حکیم فردوسی بهره‌مند شوند.

مشروطه‌ی نوین

21.9926.99

آنچه در تتمه‌یِ بی‌پول و بی‌اقتصاد و بی‌سیاست و بی‌دفاع و بی‌اخلاق و بی‌ایمان ایران در خطر نابودی است، نه حقوق بشر است نه دمکراسی نه حکومت قانون. چرا که هیچیک از اینها هرگز در ایران اصلا وجود نداشته که امروز در خطر باشد!

انچه در تتمه‌ی ایران در خطر نابودی است، ته‌مانده‌ی خود ایران است…. پادشاه قانون نیست، قانون پادشاه است…

*هزینه بسته‌بندی و ارسال در قیمت‌ها محاسبه شده است.

شب‌های ترمه و بادام

14.99

نمایشنامه‌ای از حمید امجد، نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر.

خانواده‌ای جدا از همه‌ی مشکلات و تنش‌های دیگر میان اعضایش، با این گرفتاری مواجه شده‌اند که پدر خانواده هر شب می‌میرد و فردا دوباره زنده می‌شود.

رونا، چتر کوچک قرمز

11.9913.99

کتاب دوزبانه (فارسی – انگلیسی) رونا، کتابی مصور است برای کودکان بالای شش سال در مورد چتر قرمز کوچکی که آرزو دارد کسی او را بخرد تا بتواند دنیا را ببیند و کودکان را از باران محافظت کند. در این کتاب که از زبان چتر کوچک قرمزی نقل می‌شود، مسائل مهمی از جمله کمک به همنوع، نگهداری خوب و بازیافت وسائل به زبان ساده برای کودک مطرح شده است. مخاطب اصلی این کتاب، کودکانی هستند که در خانواده‌های دوزبانه رشد می‌کنند. تصویرسازی زیبای این کتاب را فاطمه رحمانی به عهده داشته است و کودکان در حین لذت از داستان، می‌توانند کلمات و اصطلاحات جدید را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی بیاموزند.

خمینی و مسئله قدرت در ایران پس از انقلاب

13.00

«خمینی و مسئله قدرت در ایران پس از انقلاب» آمیزه‌ای از بازنویسی و برگردان پایان‌نامه ماستری تابش فروغ است که نسخه انگلیسی ان در تابیستان ۲۰۱۷ به دانشکده علوم و هنر دانشگاه نیویورک ارائه شد. این کتاب اولین بار با نشر نبشت و به صورت چاپی منتشر شده است.

نود و هشت

12.00

سال ۹۸، لبریز بود از قصه‌های تک‌تک ما. لبریز از قصه‌های ناگفته‌ی پنهان زیر تیترهای خبری و هشتگ‌های مجازی. دل‌های ما مملو از عشق و فقدان و خشم و استیصال و امید بود. داستان‌هایی که بندبند وجودمان را می‌فشارد. داستان‌هایی که در چشم‌هایمان پیداست اما بر لب نمی‌آید. در نوگام با کمک شما سال ۹۸ را در ادبیات ایران ثبت کردیم. برای فردا نوشتیم تا از یاد نرود بر ما چه گذشت. می‌خواهیم آیندگان بدانند که در آن روزها چه قصه‌هایی در دل داشتیم. ما آدم‌های معمولی کوچه و خیابان… ما آدم‌هایی از هر سوی ایران!

شهزاده‌گک نهفته در ما

15.00
«شهزاده‌گک درون ما» نوشته ماتیاس یونگ و ترجمه اکبر بریالی، پزشک و مترجم ساکن آلمان، یک نقد ادبی و تحلیل فلسفی از داستان «شهزاده‌گک» (شاهزاده کوچولو) نوشته انتوان دو سنت اگزوپری است. این کتاب به شکل کاغذی با نبشت و لولو منتشر شده است.

خدایان منسوخ

:نسخه کاغذی «خدایان منسوخ» در افغانستان توسط انتشارات «آن» به چاپ رسیده است و علاقمندان آن‌را می‌توانند از آدرس‌های زیر بدست آورند

هرات: جنب کتابخانه عامه، کتابفروشی مومنی و کتابفروشی ابن عربی/ روبروی دانشگاه هرات، کتابفروشی قدس/ جاده باغ آزادی، شهر کتاب

کابل: چهار راهی پل سرخ، مرکز فرهنگی شهر کتاب/ مارکت ملی، انتشارات امیری و مقصودی/ جوی شیر، انتشارات امیری

قذف

26.00

«قذف» خاطرات بتول مرادی از چالش‌های بزرگ زنان از دسترسی به عدالت در افغانستان است که به بیانی شیوا و اغلب همراه با طنزی گزنده نوشته شده است. این کتاب به تنهایی تصویری جامع از وضعیت زنان و چالش‌های مختلفی که در جامعه با آن روبرو هستند و نیز از نارسایی‌های جدی حکومت در حاکمیت قانون و پروسه‌های قضایی ترسیم می‌کند. نشر نبشت این کتاب را در ۵۴۸ صفحه با جلد سخت منتشر کرده است.

در دربار امیر

24.00
«در دربار امیر عبدالرحمن» سفرنامه و خاطرات جان آلفرد گری، پزشک انگلیسی در دربار امیر عبدالرحمن‌خان پادشاه افغانستان و از کتاب‌های مهم تاریخ این کشور است که اولین بار از سوی داکتر بریالی اکبر، مترجم و پزشک افغان ساکن هامبورگ به فارسی ترجمه و با نشر نبشت منتشر شده است.

به شهادت یک هرزه

23.99

گذشته ما را رها نخواهد کرد. جنایت‌هایی که بر ما گذشته است و خون‌هایی که بر خاک سرزمین‌مان ریخته است، بر جریده عالم ثبت خواهند شد. ما داغ‌های یک ملت را همراه خود به تمامی جهان می‌بریم. در دوردست‌ترین سرزمین‌ها، فریاد آزادی‌خواهان و غریو دادخواهان همچنان در گوش ما طنین‌اندازند و همچنان دل‌های ما را می‌خراشند. داستان «به شهادت یک هرزه» کامل‌ترین اثر امین انصاری تا به امروز است. او با تسلطی مثال‌زدنی از فرم و زبان برای روایت این داستان سخت استفاده کرده است. داستانی که خود روایت هزار داستان دیگر است. داستان‌های گذشته که هنوز زنده‌اند و داستان‌های امروز که گویی هرلحظه ما را می‌میرانند. نبردی شخصی و درونی که به اندازه یک تاریخ داغ و حسرت دارد. اینکه چطور واژه‌ها رامِ «حسام» شده‌اند تا در این فرم منحصربفرد، گریز از صداها و سایه‌ها را متوقف کند و آن‌ها را در آغوش بکشد، تحسین برانگیز است.